محمد الريشهري

72

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

گفت : « خدا رحمتش كند ! چه شب‌هاى طولانى و چه پاداش فراوان و چه اشك‌هاى ريزانى داشت ! » . گفت : « فرزند مهزيار ، چه ؟ » . گفتم : خودم هستم . گفت : « خداوند ، زنده و سلامتت بدارد ، اى ابو الحسن ! » . سپس با من دست داد و روبوسى كرد و گفت : « اى ابو الحسن ! با نشان ميان خودت و ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) - كه خداوند ، رويش را خرّم بدارد و در گذشت - ، چه كردى ؟ » . گفتم : همراهم است . و دستم را به جيبم فرو بردم و انگشترى ( مُهرى ) را كه بر روى [ نگين ] آن نام محمّد و على نقش بسته بود ، بيرون آوردم . هنگامى كه آن را خواند ، چنان اشك ريخت كه دستمال كهنهء روى دستش تر شد و گفت : « اى ابو محمّد ! خدا تو را رحمت كند كه زيور امّت بودى و خداوند ، تو را با امامت گرامى داشت و تاج علم و دانايى را بر سرت نهاد ! ما نيز به سوى تو ره‌سپاريم » . سپس با من [ دوباره ] دست داد و روبوسى كرد و آن گاه گفت : « اى ابو الحسن ! چه مىخواهى ؟ » . گفتم : امامِ در پس پرده رفته و پنهان شده از عالَم را . گفت : « او از شما پنهان نگشته است ؛ بلكه كارهاى بد خودتان ، او را از دسترس شما پنهان كرده است . برخيز و به جايگاهت برو و آمادهء ديدارش باش . هنگامى كه ستارهء جوزا « 1 » پايين آمد و ستارگان آسمان ، پديدار و درخشان شدند ، من ميان ركن حجر الأسود و كوه صفا منتظر تو خواهم بود » .

--> ( 1 ) . جوزا ، نام يكى از برج‌هاى آسمان ، بنا به دانش هيئت قديم است كه هجده ستاره در آن و هشت ستاره ، خارج‌از آن قرار دارند .